تبليغاتX
دغدغه هاي بازاركار

نمیدانم به خاطردارید یانه چند ماه پیش که شرکت های تابعه وزارت نفت درانواع و اقسام آگهی های استخدامی خود به نحوی رفتارکردند که اولویت استخدامی تنها منحصربه دانشگاه های دولتی می شد جمعی دلسوخته به دیوان عدالت اداری شکایت بردند و دیوان پس ازرسیدگی به شکایت آنها ، آن را وارد دانست وعمل شرکت های تابعه وزارت نفت را غیرقانونی اعلام نمود وبه رفع تبعیض درمورد استخدام فارغ التحصیلان دانشگاه های مختلف رای داد.
ظاهرا مسوولان وزارت نفت ازاین رای خوششان نیامده و به فکرچاره افتاده اند ، آنها راه رفع تبعیض را درحذف کلمه دولتی پیدا کرده اند واخیرا درآگهی های استخدامی ، اولویت را به فارغ التحصیلان دانشگاه های خاص ؟! داده اند .
حالا یک جوانمرد باید پیدا شود وازاین تخلف جدید شکایت کند زیراکلمه خاص بسیارخطرناک ترازدولتی و غیردولتی است ، مثلا ممکن است فارغ التحصیل دانشگاه تهران خاص باشد وفارغ التحصیل دانشگاه فردوسی عام !! و....
خدا آخروعاقبت ما را با این تبعیض های رنگارنگ و این مسوولان بی خیال به خیرکند.آمین یا رب العالمین.

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 8:34 بعد از ظهر  توسط كاظم حسيني  | 

درج آگهي استخدامي و كسب درآمد ازراه آن روش زشت و مزمومي است كه تا مدتي پيش فرصت طلبان و شيادان ازآن استفاده مي كردند  اما درسال هاي اخير با برخورد به موقع قوه قضاييه وهوشياري متقاضيان كار بسياري از ترفندهايي كه دراين رابطه به كارگرفته شد نقش برآب شده و شيادان رسوا شده اند.
مدت ها بود ازاين نوع آگهي ها خبري نبود تا امروز كه دريكي از روزنامه هاي سراسري چشمم ما به جمال آگهي يكي ازكانون هاي فارغ التحصيلان روشن شد.
متاسفانه دراين آگهي كه به روال آگهي هاي درآمدزا!! منتشرشده كانون مربوطه ازطيف وسيعي ازافراد درخواست كرده كه با واريز ۲۰ هزارتومان درآزمون استخدامي شركت كنند و حتي از افراد بازنشسته نيز صرف نظرنكرده است .
اميدواريم كانون مركزي كه هدايت كانون هاي استاني اين دانشگاه غيرانتفاعي را دارد با اين شيوه برخورد كند تاخداي ناكرده مركزي كه درست شده تا به فارغ التحصيلان خدمت كند به دكاني براي كاسبي تبديل نشود.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط كاظم حسيني  | 

روزگذشته گزارشی از سوی مرکز پژوهش های مجلس منتشرشد که درآن به بارمالی استخدام معلمان حق التدریسی اشاره شده و اعلام شده بود که استخدام نیروهای حق التدریسی موجود سالی ۷۰۰ میلیارد تومان هزینه دارد . البته شواهد نشان می دهد که این گزارش درسال قبل تهیه شده و همین مساله این پرسش را مطرح می سازد که چراباید الان منتشرشود؟ آیاهدف آزاد سازی آموزش وپرورش اززیرفشارهای موجود نیست؟
نکته دیگراین است که مبنای ردکردن استخدام معلمان چیست؟ آیا براساس قانون اساسی تامین آموزش وپرورش رایگان وظیفه دولت جمهوری اسلامی نیست؟ آیا آموزش و پرورش نوعی سرمایه گذاری نیست که سود و منافع آن دردرازمدت مشخص می شود؟
چراباید آنچنان ازهزینه ها سخن بگوییم که انگارقراراست سودوزیان یک کارخانه مثل ایران خودرو را محاسبه وبرآورد کنیم.
آنها که با هزاران های وهوی درمصدرمشاغل دولتی می نشینند قطعا درابتدا بایدبه قانون اساسی وفادارباشند وقانون اساسی یعنی ثمره انقلابی که یکی ازاهداف اصلی آن برقراری عدالت بوده وهست ویکی ازمصادیق عدالت تامین آموزش وپرورش و فرصت مناسب برای تحصیل فرزندان این مرزوبوم است.
نکته پایانی این است که استخدام ده هزارنفرمعلم حق التدریسی که امروز درچالش قرارگرفته با مصوبه مجلس صورت گرفته است ، برخی ازاین آقایان که درمجلس قبل هم بودند بهتربود این حساب هاراقبلا هم می کردند و برمبنای نگاه چرتکه ای خود  همان زمان حرفشان را می زدند تا درماه های آغازین سال تحصیلی این چنین فضا برای تعداد زیادی ازمعلمان که درحال خدمتند مه آلود و مبهم نشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 4:1 قبل از ظهر  توسط كاظم حسيني  | 

چندي قبل يكي ازروزنامه هاي سراسري عنواني مبني براستخدام ۶۰ هزارنفر دروزارت كشاورزي درج نمود  . اين عنوان براي ما كه با اخبار اشتغال و استخدام درتمام ايام سال سروكارداشته و داريم خيلي عجيب بود . استخدام تعريف خودش را دارد و ايجاد فرصت شغلي يا شغل نيز تعريفي ديگر.
اصل خبربه گفت وگوي رييس سازمان نظام مهندسي كشاورزي و... مربوط مي شد كه اعلام كرد با راه اندازي شركت هاي خدمات مشاوره دراين بخش تعدادي فرصت شغلي ايجاد مي شود. قطعا اين خبربه معني استخدام نبوده ونيست شما حتي اگريك مغازه كوچك بازكنيد و دونفر فروشنده براي آن به كارگيريد فرصت شغلي ايجاد كرده ايد و كاملا واضح و مشخص است كه اگرشركتي تاسيس شود تعدادي شغل دراين شركت ها يا تعدادي فرصت شغلي ايجاد مي شود كه مي تواند طيف وسيعي از مشاغل مختلف ازدربان تا مديريك شركت را دربرگيرد .
اما وقتي اعلام مي شود ۶۰۰۰۰ نفراستخدام مي شوند و آنهم دروزارت كشاورزي ماجراشكل ديگري پيدامي كند و دم خروس بدجوري بيرون مي زند . ماجراآنچنان مي شود كه خيل فارغ التحصيلان كشاورزي به سمت سازمان هاي مربوطه سرازيرمي شوند و با پاسخ كي ، چي و كجا ؟ ازسوي كاركنان اين سازمان ها روبرومي شوند ، زيرا روحشان ازگفته رييس محترم سازماني كه خبربرمبناي گفته هاي او و اصولا خود سازمان مستقلي است ندارند.
درنهايت فارغ التحصيل كشاورزي است كه به همه عالم فحش مي دهد و همه را متهم به پارتي بازي و... مي كند و كاركنان سازمان ها كه فحش مي خورند و ابروبه هم مي كشند ودرنهايت روابط عمومي اطلاعيه اي صادرمي كند كه مانگفتيم وروزنامه هم پاسخ مي دهدكه ما به استناد خبرگزاري ... نوشتيم و...
حقيقت اين است كه خبرهاي زيادي درمورد ايجاد فرصت هاي شغلي وايجاد اشتغال در طي روز منتشرمي شود و ما به استناد منابع مختلف رسانه اي آنها را منتشرمي كنيم ، قطعا مسوول و پاسخگوي اخبار ما نخواهيم بود ، رسانه تنها مي تواند خبررامنتشركند و درمقالات يا گزارش و مصاحبه به نقد آنها بپردازد اما تعهدي درمورد اينكه اگريك مسوول حرفي زد او پاسخگويش باشد ندارد ،‌ نه دراينجا و نه درهيچ جاي دنيا رسانه به جاي مسوولان پاسخگوي وعده هاي انجام ناشده نيست ،‌تنها رسانه مي تواند درموارد انحراف يا اشتباه يا انتشاراكاذيب به روشنگري بپردازد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط كاظم حسيني  | 

امسال پانزدهمين دوره نمايشگاه و جشنواره مطبوعات درمصلي تهران برگزارمي شود و ما ازمدت ها قبل درگير برگزاري نمايشگاه بوديم ، ازمرحله اي كه جهت داشتن غرفه ثبت نام كرديم تاهمين امروز كه آخرين مراحل چيدمان آن به پايان رسيد.
هر دوره اي كه درنمايشگاه شركت كرده ايم رنگ و بوي خود را داشته است ، زماني درمحل نمايشگاه بين المللي تهران درسالن مطبوعات يك غرفه شش متري داشتيم ، همسايه روبروي مان كيهان بود و همسايه دست چپ هفته نامه " شما " . آن وقت ها مشق روزنامه نگاري مي كرديم و زمان اصلاحات هم بود، ازصبح تاشب هم شاهد هاي و هوي دعواي بين مردم و نويسندگان كيهان بوديم كه براي ما هم فال بود و هم تماشا و تركش هاي آن به ماهم مي رسيد.
سال هاي ديگر و جشنواره هاي ديگرهم آمدند و رفتند و ما درهردور تجربه اي آموختيم . پارسال جالب ترين نوع نمايشگاه را داشتيم ، بخشي ازمحوطه باز ساختمان مربوط به كانون پرورش كودكان ونوجوانان را كه درحقيقت يك خيابان باريك بود دردوطرف غرفه بندي كرده بودند ، جدول وسط خيابان وفضاي سبزآن جلوغرفه بود و درمحوطه اي دور وجدا ازنورچشمي ها كه درون فضاي سرپوشيده بود حال و هوايي داشتيم . به دوستان پيشنهاد كردم يكي دوقفس پرنده (مثل بلبل و قناري ) هم آنجا بگذارند و يك تخت و قاليچه ، قبول نكردند وگرنه يك غرفه به سبك نمايشگاه هاي گردشگري درست مي شد و بازديد كنندگان حداقل اگرچيزي ازنشريه گيرشان نمي آمد مي توانستند با يك چايي قند پهلو و كمي استراحت رفع خستگي كنند.
امسال الحمدا... نمايشگاه درفضاي مصلي برگزارمي شود تقريبا يك هفته اي است كه دوستان ازمطبوعات مختلف درحد توان خودشان تلاش مي كنند ، گروهي چون روزنامه هاي خيلي خيلي كثيرالانتشار ازدكورسازان حرفه اي استفاده كرده و ميليون ها تومان خرج غرفه خود كرده اند و گروهي ديگر نيز با گذاشتن چند ميز و يك قفسه سروته قضيه راهم آورده اند .
هركس زورش رسيده و پارتي داشته است جاي دونبش گرفته ، روزنامه اي كه اسمي ازآن درتاريخ مطبوعات نيست و تازه يك هفته است منتشرمي شود درابتداي نمايشگاه همسايه خبرگزاري جمهوري اسلامي است و غرفه اش به نظرمثل بچه لوس هايي شده كه به مامانشان مي چسبند ، چه نفرت انگيز و زشت است و چه ضد تبليغ كاري كه دست اندركاران نمايشگاه براي خودشيريني كرده اند .
گروهي ازدكورسازان هم سخت سرگرم كارند ، خبرگزاري كه در دوره دولت نهم كيا وبيا پيدا كرده ،‌ ازچندين دكورساز درجه يك درحال استفاده است و خبرگزاري دانشجويان ايران دركنارآن مظلومانه قدبرافراشته .دراقدامي بي سابقه روابط عمومي دستگاه ها و وزارتخانه نيز درنمايشگاه حضوردارند( اين عمل حتما به خاطر رفع كسربودجه نمايشگاه دراجاره فضا صورت گرفته و گرنه چنين كاري تاكنون سابقه نداشته است ).
بگذريم . امسال غرفه ما درسالن نشريات تخصصي است ، درانتهاي صف نشريات اقتصادي ، جايي كه موكت آبي علامت آن است . اگربه نمايشگاه بياييد وسري به مانزنيد ازدست شما خيلي دلخورمي شويم ، چراكه بي مهري مسوولان برگذاري نمايشگاه به اندازه كافي عذابمان داده و تحمل بي مهري خوانندگانمان را نداريم. 
برنامه اي هم باحضوربرخي ازدست اندركاران مسائل اجتماعي و اشتغال كشور ريخته ايم ، يعني اين عزيزان دعوت ما را درروزهايي خاص پذيرفته اند تا باشما ديداركنند، اميدوارم دراين برنامه ها كه درهفته نامه نوشته شده تنهايمان نگذاريد.
اگرزحمت كشيديد و تشريف آورديد ، نقطه نظرات خودتان راهم برايمان بنويسيد ، خدا وكيلي هيچ چيز اين نمايشگاه به اندازه دفتريادبودي كه مي گذاريم و باخط شما خوانندگان گرامي بازاركار مزين مي شود ارزش ندارد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط كاظم حسيني  | 

هرچند گاه یکبار برخی ازوزارتخانه ها و یا شرکت های وابسته به آنها خبرازاستخدام تعداد زیادی دربخش های وابسته به خود می دهند اما دیرزمانی نمی گذرد که به کلی منکر قضیه شده و یا به نحوی خودمانی مساله را پایان می دهند .
دو مثال بارز دراین مورد وزارتخانه های جهاد کشاورزی و ارتباطات وفناوری اطلاعات هستند ، هرکدام ازاین وزارتخانه ها درماه های گذشته مجوز استخدام قریب به دوهزارنفر را براساس مصوباتی که ازهیات دولت گرفته اند کسب کردند  اما معلوم نشد این استخدام ها چه سرنوشتی پیدا کرد .
وزارت جهاد کشاورزی را که پیگیری کردیم گفتند به سازمان های استانی خود قضیه را محول کرده اند و گفتند که اولویت رابه خانواده ایثارگران و... داده اند اما معلوم نشد که آیا واقعا استخدامی صورت گرفته ویاخبر ، درمورد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز خبری نشد و معلوم نیست واقعا ماجرا چیست ؟
رسم ناپسندی دربرخی ازدستگاه ها وجود داردکه اولویت استخدامی را به کارکنان قراردادی خود می دهند و کارکنان قراردادی معمولا کسانی نیستند که ازطریق ضابطه یا براساس یک آزمون وارد دستگاه مربوطه شده باشند ، استخدام اینگونه کارکنان معمولا ازروش شبکه ای صورت می گیرد یعنی داشتن دوست وآشنایی دریک سازمان که ورود فرد را به آن سازمان تسهیل کند .
وقتی کسی به این ترتیب وارد شد بقیه کارآسان می شود و کسب مجوزهای استخدامی به وسیله سازمان راهی برای تثبیت استخدام او  و یابه قولی رسمی شدن می شود.
درسال های گذشته سازمان مدیریت و برنامه ریزی که خودمتولی کل استخدام های کشوربود دربرهه ای به این روش عمل کرد و اولویت استخدام را به افرادی که به صورت های غیررسمی درآن حضور داشتند داد و وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی نیز دریکی ازآخرین استخدام های خود به همین روش عمل کرد .
بدون شک این نحوه استخدام یکی ازغیرعادلانه ترین روش هاست که باعث خواهد شد بسیاری ازجوانان با استعداد این مرزوبوم از حضور دریک رقابت عادلانه برای یافتن شغل و خدمتگزاری دردستگاه های دولتی حذف شوند ، گناه این بی عدالتی را چه کسی به گردن خواهد گرفت ؟

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 5:14 بعد از ظهر  توسط كاظم حسيني  | 

آموزش و پرورش طي بخشنامه اي به كليه سازمان هاي زيرمجموعه خود اعلام كرده است به جاي مستخدمين بازنشسته براي تامين نيرو با شركت هاي خدماتي قرارداد امضا كنند وازنيروهاي شركتي استفاده كنند .
انشاءا.. مبارك است ! مدت ها  قبل قراربود مساله استفاده ازكاركنان شركتي درسازمان ها خاتمه يابد ولي ظاهرا آموزش و پرورش قصد دارد به اين رويه ادامه دهد و دامنه كاربه مستخدمان مدارس يابه قولي باباهاي مدارس نيز كشيده شده است !
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 9:5 قبل از ظهر  توسط كاظم حسيني  | 

درميان خبرهاي حوادث درج شده دررسانه هاي امروز ۱۶ مهر خبري هست كه بدنيست مورد توجه قرارگيرد.
براساس آنچه در جرايد درج شده جواني كه اندرخم استخدام مانده وبيكاري مدت ها اورا ازپاي درآورده است وقتي مي شنود يكي ازدانشگاه ها كارمند استخدام مي كند به آگهي استخدامي آن مراجعه مي كند و وقتي با شرط معدلي  روبرو مي شود كه واجد آن نيست ، با دستكاري درمداركش معدل خود را به حد نصاب مي رساند !
پايان ماجرا را مي توان حدس زد ، مقامات اداري دانشگاه ازاين دستكاري مطلع شده و اين جوان را به زندان مي اندازند.
ازته دل آرزو مي كنم شكايت دفترحقوقي دانشگاه مختومه اعلام شود واين جوان درمانده به زندگيش برگردد ولكه سياه گناهكاري برپيشاني و پرونده اش ثبت نشود.
من يكي ازمخالفان سرسخت شرط معدل هستم و براساس تجارب شخصي شرط معدل را به هيچ عنوان عادلانه نمي دانم . اگرهمه شرايط درهمه دانشگاه ها يكسان بود و استاندارد مشخصي براي آموزش وجود داشت مي شد ازاين ملاك استفاده نمود ، ولي وقتي با انواع و اقسام موسسات آموزش عالي و دانشگاه روبرو هستيم  و وقتي نظام برگزاري آزمون و ارزشيابي بسيارمتفاوتي درمراكز آموزش عالي وجود دارد چگونه مي توان شاخصي به نام معدل را دراستخدام عادلانه دانست؟اميدوارم روزي به جاي اين شرط ناعادلانه دانش و مهارت شخصي افراد دراستخدام قرارگيرد.
 به يكي ازدوستان  سپرده ام دراين مورد گزارشي تهيه كند اگرمايل به طرح نظرات خود دراين رابطه هستيد ، دريافت نظرات شمارا چه مخالف و چه موافق دراين وبلاگ غنيمت مي شمارم .

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 9:26 قبل از ظهر  توسط كاظم حسيني  | 

معاون پرورشي و تربيت بدني وزارت آموزش و پرورش خبرازصدور ابلاغيه استخدام ۵ هزارمعلم پرورشي داده است .
خداكند اين خبردرست باشد وباعث گردد معلمان زحمتكشي كه سال تحصيلي جديد را شروع كرده اند با احساس امنيت شغلي بيشتري دركلاس ها حضوريابند وبه تربيت فرزندان اين آب و خاك بپردازند .
واقعيت اين است  كه طي هفته هاي گذشته آنقدرخبرهاي ضد و نقيض درمورد استخدام معلمان حق التدريسي ، پرورشي و آموزشياران نهضت سواد آموزي منتشرشده است كه هروقت مي خواهم خبري به نقل ازاين وزارتخانه براي درج درنشريه بازاركارانتخاب كنم دست ودلم مي لرزد و نمي دانم بعد ازآ ن چه خواهد شد اگراين موضوع را باورنمي كنيد نگاهي به تيترهاي ماطي هفته هاي گذشته بياندازيد.
يك روز خبرازعدم استخدام معلمان حق التدريسي منتشرمي شود و فرداي آن اين خبرتكذيب مي شود و به شدت خلاف آن اعلام مي شود .
نمي دانم برخي ازمسوولين محترم ما با كه و باچه درحال بازي هستند ؟ آيا آنها مي دانند كه سرنوشت هزاران نفردرگرو تصميم سازي هاي آنهاست ؟ آيا آنها مي دانند نبايد با احساسات افراد بازي كرد ؟
به راستي اگربرخي ازاين آقايان به سال ها قبل برمي گشتند ، ازامنيت شغلي امروز برخوردارنبودند وبه جاي يكي ازهمين معلمان زحمتكش بودند مي توانستند اين بازي ها را تحمل كنند؟
استخدام حق معلمان حق التدريسي  و به خصوص افرادي است كه تمامي مراحل را ازآزمون تا گزينش طي كرده اند ، اخبارحكايت ازكمبود معلم دربسياري ازاستان ها دارد ، مدارس ما به مربيان پرورشي وبهداشت نيازدارند ، اين نيازازآن نيازهايي نيست كه بشود حتي به صورت موقت آن را فراموش كرد . سرنوشت ميليون ها كودك و نوجوان ما درگرو اين تصميم سازي هاست ، پس به خاطر خدا و دراين ماه مبارك به اين ضد ونقيض گويي ها پايان دهيد و به حق عمل كنيد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط كاظم حسيني  | 

روزنامه های صبح پنجشنبه خبر جالبی داشتند که شاید درنوع خود کم نظیرباشد هرچند با توسعه برخی دانشگاه ها!! باید منتظرخبرهای بیشتری ازاین نوع بود .
ماجرا ازاین قراراست که تعدادی دانشجوی تنبل که ظاهرا وضع مالی خوبی هم دارند برای اینکه خیال خودشان را ازدرس خواندن راحت کنند به فکر این می افتند که فردی را بیابند و وظیفه خطیرشرکت درامتحانات را ازجانب خودشان به ایشان محول کنند ، آنها با چاپ یک آگهی درستون استخدامی روزنامه ها دانش آموخته ای را با مدرک کارشناسی ارشدی پیدا می کنند که به هردری زده تاکاری بیابد اما بختش بازنشده و مدت ها بیکاربوده است .
این  دانش آموخته عزیز ما قبول می کند که به ازاء هرامتحان  ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزارتومان دریافت  و جای کارفرمایان محترم خود درامتحان شرکت کند ، اما ازبخت بد دریک امتحان استاد محترم که همه را می شناخته به این  کارشناسی ارشد بخت برگشته مشکوک می شود و ماجرا لو می رود. دانشجویان( به قول مطبوعات تنبل) گیرمی افتند و قهرمان داستان که همان دانش آموخته کارشناسی ارشد باشد مجبور می شود به همراه آنها راهی زندان شود .
ازشما خواهش می  کنم یکباردیگر این ماجرا را ازاول تا به آخربخوانید و بعد فکرکنید که چه باید کرد ؟ به این ماجرا باید خندید یا های های گریست؟
شما را نمی دانم ولی من  ازخواندن این ماجرا خیلی متاسف شدم ودلم گرفت دوست داشتم به حال سرنوشت تلخ آموزش عالی ، اشتغال ، اختلاف طبقاتی ، مدارک جعلی و نمایشی و بیچارگی دانش آموخته ای که تا مقطع کارشناسی ارشد رفته و لی بیکاری اورا به دامن سودجویان متقلب انداخته گریه کنم .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط كاظم حسيني  |